همه شب نالم چونی...که غمی دارم

خرید بک لینک

این روزها که می گذرد هیچ چیزی بر وفق مراد من نیست. مقاله ام هزار ایراد داردو من دیگر توانی ندارم که بخواهم وقت بگذارم و انرژی.....یک زمانی فکر می کردم اگرکاری داشته باشم حداقل دغدغه ام کمتر می شود و به یک آرامش نسبی می رسم و امادریغ....دغدغه های جدید انگار منتظر نمی نشین که من به یک آرامش برسم ودوباره...کلاس هایم یک در میان شده….ماه مان پرسید نبات برنامه هات به کجارسیده؟....حرفی نداشتم که بزنم جز اینکه این دو سال دور خودم چرخیدم....وقتی بهانه اوردم و هی دلیلتراشیدم برای کم کاری های خودم هیچ چیز دیگری نگفت سکوت کرد و سکوت....سکوتش زخمزد به دلم و یک آن حس کردم چقدر بدم می اید از همه چیز....از خودم متنفر شدم...

اما بگذریم از این دغدغه های کوچک...گاهی دردهایی به سراغت می آید که ربطی بهکار و درس و کتاب هایی که خوانده ای ندارد...کاری ندارد که توی این سال ها چه بودیبه کجا رسیدی چه کرده ای....گاهی آنقدر به خوب بودن خودت مغرور می شوی که وقتیامتحان می شوی رو سیاه در می آیی....رو سیاه که می شوی دردت می آید....باید ایندردها را بچشی تا درک بهتری از خودت داشته باشی...این که چیزی نیستی و به راحتی میتوانی پا بگذاری روی باورهایت...اعتقادات...روزی که همین اتفاق برای کسی می افتادیک پوز خند می زدی و می گفتی چقدر....چقدر.....بغض می کنم و نمی توانم بگویم....منگرفتار احساسی شدم که یک روزی فکر می کردم از محالات است که توی این امتحان شکستبخورم....اما شکستم...بد جور هم شکسته ام...یکی از لحظه های زندگی بود که سقوطکردم..بد جور هم سقوط کردم ته زندگی ام....

بگذار دل خوش باشم که هستی....که دست های مهربان و نوازشگرت هست....داغی هرمنفس هایت را زیر گلویم حس کنم و زیر گوشم زمزمه کنی خدا برای تو بس است....

رفتم چند کارتن از سوپر مارکتی بگیرم...گفت اسباب کشی دارید؟گفتم بله...گفتبازم میایدپیش ما دیگه....گفتم نه میرم یه جای خیلی دور.....ناراحت می شودو میگوید میارم براتون...یک چیزی توی گلویم کلوله شد...عادت کرده بودم این سال ها بهدر و دیوارش...به درخت هایش..به پیاده رویش...به رفتگر پیر و مهربانی که همیشهموقع برگشت روی سکوی گل فروشی می نشست و نفس تازه می کردو می گفتم خدا قوت و تویتاریکی مراقبم بود تا از کوچه ی تاریک بگذرم و نترسم....دلم تنگ میشودو نمی دانستمآدم هر جا که می رود ریشه می زند...من آدم دل کند و رفتن نیستم....همیشه دل می دهمو یک تکه از وجودم را جا می گذارم....



بمونم رو نیزه ها سر ببین م؟بمون م منو بی معجر ببین حسین.......

ما را در سایت بمونم رو نیزه ها سر ببین م؟بمون م منو بی معجر ببین حسین.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 235 تاريخ: چهارشنبه 22 اسفند 1397 ساعت: 1:34

صفحه بندی