داشتم ماهی سرخ میکردم که دلم خاست این ها رابنویسم....اینکه تا همین چند وقت پیش من حتی املت را هم مزه نکرده بودم چه برسد بهاینکه بخواهم یک روز برای خودم درست کنم ان هم با فلفل دلمه ای!!!!فکر می کنم مزاجغذایی ام تغییر کرده منی که تا همین چند وقت پیش فقط پلو را غذا می دانستم الانشاید هفته ای یکی دوبار میلم بکشد پلو بخورم....اما عاشق مزه های جدید شده ام .هرجا که می رویم ترجیح می دهم عذای جدیدی را امتحان کنم هر چند وقتی بر می گردیمتمام دل و روده ام بهم می ریزد اما انگار دوست دارم این تغییر را.....عاشق کلمبروکلی شده ام... توی ساندویچ هایم گوجههای خوشمزه قرمز را قاچ می کنم همراه با کلم های سفید و قرمز.....بادمجان را سرخمی کنم و داغ داغ می خورم و به به می گویم....منی که ماه مان هر وقت که دلش میخواست برای ما پلو و خورشت می گذاشت و برای خودش بادمجان سرخ می کرد....هر بار کهتوی خانه باشم یک غذای جدید سرج می کنم و درست می کنم حالا برای یک بار هم کهشده....منی که برای بوی ماهی اه و پیف می کردم خودم می روم یکی که تازه باشد راانتخاب می کنم و بی خیال بوی گندش خوش عطر و خوش طعمش می کنم....شاید دلم می خواهدافکارم را دلم را همین طور تغییر بدهم....
هیچ وقت فکر نکردم که دختر خوب و با وقاری هستم......امروزوقتی خانم همکار داشت از حسادت می مرد من حسود نشدم....من هیچ وقت حسودنبودم...بدجنس بد ذاتم نبودم....اما می دونم خرده شیشه دارم اونم اساسی....می دونمدارم بد میشم....اما دلم نمی خواد باشم....می خوام تو باشی...برگشتم طرفت....اومدمدستامو بگیری و بغلم کنی تا اروم بگیرم....نرو...هیچ وقت....حتی وقتی از اعصبانیتسرت داد زدم و خودت و خدایتتو با تلخیم روندم نرو...بمون....خدا من بدون تو هیچم...پوچم....من بدون تو نیستم....نذار تو گردابی که این روزا دچارشم غرقشم....خودت بگیر دستامو....حتی وقتی انقد ازم بدت اومد که دلت بخواد بمیرم....بازمدوسم داشته باش...خب؟؟؟
دلم می خواهد یکروز صبح توی خیابان قدم بزنم که شب قبلش با غریبه ای حرف زده باشم که هیچ خاطره ایبا او نداشتم... حرف بزنم و حرف بزند....صدایم هر لحظه بلند تر شود و تمام وجودمرا بگوید....نترسد....رها شود....امروز زیر باران بدانم او یک غریبه بود که دیگرهرگز نمی بینمش....
وقتی داشتم این هارا می نوشتم عطر پونه و گل محمدی ماست و خیاری که ساناز داشت درست می کرد اتاق راپر کرده بودو صدای نم نم باران پشت پنجره و من لم داده بودم روی تخت می نوشتم و به صدایدلنشین حرمان گوش می دادم....
ما را در سایت بمونم رو نیزه ها سر ببین م؟بمون م منو بی معجر ببین حسین.... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 224