من بلد نیستم خیرو صلاحم را.من هیچ چیزی بلد نیستم.من خسته ام.کامم را شیرین کن لبخند هایت....دلم می خواهد فراموش کنم.دلم می خواهد فراموش شوم.هیچ وقت این قدر خالی نبودم.این روزها بد جوری خالی ام از تو...هر کجا که می خواهی من را بکش....هرجایی که دوست داری...آقای خدا من کودکی هستم که هنوز بلد نیستم خوب های زندگی را.من فقط بلدم تسلیم اراده ی تو شوم.پس هر جور که در شان مهربانیت است با من رفتار کن....
ما را در سایت بمونم رو نیزه ها سر ببین م؟بمون م منو بی معجر ببین حسین.... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 205