صدام غمگینه از بس گریه کردم.....

خرید بک لینک

نبات نشسته گوشه تخت و چیلیک چیلیک اشک میریزد.یادم نمی آید نبات کجا تمام شده که این درد شروع شده است.مرزی بینشاننیست.انگار هر جا نبات باشد درد هم هست.خسته است.دوست دارد پناه ببرد به رویا ورویای ندارد.دیگر رویای ندارد.فکر می کنم نبات تنها کسی است که رویا هایش را دوست ندارد.رویاها تلخ ش کرده رویاها دل نباتم را شکسته.رویاها حوصله نبات را از زندگی سر برده است نبات تا خود صبح گریه کرد ومن اشک هایش را پاک نکردم.بی صدا و ارام گریه کرد.دل م برایش سوخت.من همه کار کردمتا این ارامشش را حفظ کنم و نشد...نشد..ساره با آن دامن بلند زرد رنگش با آن چشمهای نجیبش نگاه م می کند و من.....نبات پاک کن بر داشته و ساره را با درد پاک میکند.ساره فریاد می زند که من رویای تو هستم ادامه بده تا برسی به من و من نمیخواهم نبات دیگر درد بکشد...نبات بریده....نبات خسته است آنقدر خسته که نمی تواند فکر کند.ساره از کجا شروعشده؟چرا شروع شده؟چرا گره خورده؟ساره توی بالکن خانه اش ایستاده به سیگارش پک میزند و خیره شده به ماه.....نبات هم خیره شده به ماه و ارزوی مرگ می کندو نمی نویسدچیلیک چیلیک اشک می ریزد.پاک کن برداشته ام می خواهم رویای دیگری را از نبات بگیرم....ناامیدی با دست های قدرتمندش دارد تمام نبات را تصاحب می کند و نبات دارد زیر باردردهایش جان می دهد ومن لبخند می زنم و می گویم تموم میشه یه روز....


بمونم رو نیزه ها سر ببین م؟بمون م منو بی معجر ببین حسین.......

ما را در سایت بمونم رو نیزه ها سر ببین م؟بمون م منو بی معجر ببین حسین.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 216 تاريخ: شنبه 17 مهر 1395 ساعت: 2:49

صفحه بندی